الشيخ المنتظري
495
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
نشان داده است به ما از اعتراف خلايق بر اين كه ايستادگى ما به وسيله قدرت و قوّت الهى است ; « ما دلّنا باضطرار قيام الحجّة له على معرفته » ، اين جمله مفعول دوّم است براى « ارانا » ، مىفرمايد : نمايانده است به ما از ملكوت قدرت خود ، و از عجايب آنچه كه از آثار حكمت او با ما سخن مىگويند ، و از اعتراف خلايق به اين كه در ايستادگى به قدرت او احتياج دارند ، چيزى را كه خواه ناخواه راهنماى ما بر معرفت و شناسايى اوست ; يعنى ما بخواهيم يا نخواهيم براى ما قيام حجّت و دليل بر معرفت او شده است ، به هرچه نگاه كنيم دليل بر معرفت و شناسايى خداوندى است . « وَظَهَرَتْ فِى الْبَدائِعِ الَّتِى اَحْدَثَهَا آثارُ صَنْعَتِهِ وَاَعْلامُ حِكْمَتِهِ ، فَصَارَ كُلُّ مَا خَلَقَ حُجَّةً لَهُ وَدَليلاً عَلَيْهِ ، وَاِنْ كَانَ خَلْقاً صَامِتاً » ( و آثار صنعت و نشانه هاى حكمت او در همه مصنوعات و مخلوقاتش ظاهر و آشكار گشته است ، پس آنچه را كه آفريده دليل بر وجود اوست ، گرچه بى زبان باشند . ) « بدائع » جمع « بديع » به معناى جديد و نوظهور است ، « آثار » جمع « اثر » و از نظر تركيب فاعل « ظهرت » است ; « و ظهرت فى البدائع الّتى احدثها آثار صنعته » و آثار صنع خداوند در چيزهاى نوظهورى كه به دست قدرت او آفريده شده ظاهر است ، « و اعلام حكمته » و همچنين علامتهاى حكمت پروردگار در چيزهاى نوظهور نمايان است . « اعلام » جمع « عَلَم » به معناى علامت و نشانه است ، « حكمت » چيزى است كه محكم و متقن باشد . « فصار كلّ ما خلق حجّة له و دليلا عليه » پس هر يك از اين مخلوقات حجّت و دليلى است بر وجود خداوند ، « و ان كان خلقاً صامتاً » گرچه اين مخلوقات ساكت و بى زبان باشند . در آيه شريفه آمده است : ( و فى الارض آيات للموقنين ، و فى انفسكم